برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی safety به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل safety
(اسم) امنیت، ایمنی، بی خطری – یک مکان بی خطر، مکانی که از خطری که در آن هستید نجات یابید (دو مثال آخر)
For your safety, keep your seat belt securely fastened.
برای امنیت خود کمربند ایمنی خود را بسته نگه دارید.
a safety violation
تخلف امنیتی
safety concerns
نگرانی های امنیتی
safety helmet/glasses etc
کلاه/عینک و غیره ایمنی
من موفق شدم به یک مکان امن شنا کنم.
تلاش برای رسیدن به یک مکان امن
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) ضامن تنگ که مانع شلیک می شود
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره safety، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


