برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shy
(صفت) خجالتی، محجوب – گریزان از چیزی به دلیل استرس یا ترس و غیره (مثال چهارم) – ترسو - be shy (of something) کمتر از یک مقدار خاص (مثال آخر)
یک پسر خجالتی کم حرف
a shy smile
یک لبخند محجوب
painfully shy
خیلی خجالتی
The band has never been shy of publicity.
این گروه همواره از تبلیغات استقبال کرده است (هیچوقت فرار نکرده است).
Sara died Sunday. She was two days shy of her 70th birthday.
سارا یکشنبه فوت کرد. او دو روز تا 70 سالکی خود فاصله داشت.
shy
فعل
shies; shied; shying
(فعل) فرار کردن از روی ترس، رم کردن (معمولا در مورد یک است یا چهار پا) - shy from یا shy away from از چیزی دوری کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


