برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hurt به فارسی
معنی hurt به عنوان فعل
(فعل) آسیب زدن یا صدمه وارد کردن به بدن کسی (مثال اول) – درد داشتن یا باعث درد شدن (مثال دوم) – از نظر روحی یا عاطفی ناراحت یا آزرده کردن کسی (مثال سوم)
مثالهای hurt به عنوان فعل
Ouch! You're hurting my arm!
آخ! داری به دستم آسیب میزنی!
دندانم / کمرم هنوز درد میکند.
I didn’t mean to hurt your feelings.
من قصد نداشتم احساساتت را جریحهدار کنم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) hurt for: الف) به چیزی نیاز شدید داشتن – ب) برای کسی یا چیزی دلسوزی کردن
hurt
صفت
معنی hurt به عنوان صفت
(صفت) آسیبدیده، مجروح – از نظر روحی یا عاطفی آزرده یا ناراحت
hurt
اسم
hurts
معنی hurt به عنوان اسم
(اسم) درد یا آسیب جسمی – ناراحتی یا رنج روحی و عاطفی – put the/a hurt on به کسی یا چیزی آسیب یا صدمه وارد کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hurt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

