برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hurt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hurt
(فعل) آسیب زدن، اذیت شدن بدن به دلیل زخم را درد – آسیب روحی زدن
Ouch! You're hurting my arm!
آخ! شما دارید به دست من صدمه می زنید!
دندانم / کمرم هنوز مرا اذیت می کند.
I didn’t mean to hurt your feelings.
می نمی خواستم به احساسات شما لطمه بزنم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) hurt for الف: نیازمند چیزی بودن ب: دلسوزی کردن
hurt
صفت
(صفت) آسیب دیده
hurt
اسم
hurts
(اسم) درد روحی یا عاطفی - put the/a hurt on به کسی یا چیزی آسیب زدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hurt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


