koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی moon به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

moon

اسم

US /ˈmuːn/

moons

(اسم) ماه آسمان – قمر (مثال سوم) - ask for the moon خواستن چیزی که خیلی سخت است (مثال آخر)

the surface of the moon

سطح ماه

the full moon

ماه کامل

Jupiter has at least sixteen moons.

مشتری حداقل شانزده قمر دارد.

I just asked them if we could go to lunch a little earlier, and they're acting like I'm asking for the moon!

من فقط از آن ها خواستم اگر می توانیم کمی زودتر ناهار بخوریم و آن ها جوری رفتار می کنند که گویی من کار غیر ممکنی از آن ها خواستم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) many moons ago مدت ها قبل - over the moon خیلی خوشحال (مثال دوم)

It all happened many moons ago.

همه این ها مدت ها قبل رخ داد.

He’s over the moon about his new job.

او درباره کار جدیدش خیلی خوشحال است.