برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fill به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fill
(فعل) پر کردن، پر شدن
The dentist says I need to have four teeth filled.
دندان پزشک می گوید که من باید 4 دندان را پر کنم.
I’m sorry, the position has already been filled.
ببخشید، آن موقعیت شغلی قبلا پر شده است.
fill
اسم
(اسم) یک مقدار تکمیل – چیزی که برای پر کردن چیزی استفاده میشود
She's going to eat her fill.
او میخواد تا جا دارد بخورد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fill، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

