بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی operation به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل operation

operation

اسم

US تلفظ صوتی/ˌɑːpəˈreɪʃən/

operations

(اسم) یک عمل ریاضی مانن ضرب یا جمع و غیره – عمل جراحی – یک عملیات یا اقدام سازمانی

The Order of Operations is that you must do Parentheses first.

ترتیب یک عملیات ریاضی به این صورت است که شما ابتدا باید پرانتز را حل کنید.

Sara underwent a four-hour open-heart operation.

سارا تحت یک عمل جراحی 4 ساعته قرار گرفت.

The police have launched a major operation against drug suppliers.

پلیس یک عملیات نظامی گسترده علیه تامین کنندگان مواد مخدر صورت داده است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) کارکرد یا عملکرد – عملیاتی شدن، به بهره برداری رسیدن (در این معنی معمولا با حرف in یا into همراه است)

the quiet operation of the fax machine

عملکرد بی صدای این دستگاه فکس

The highway will go into operation next week.

این بزرگراه هفته آینده بهره برداری خواهد شد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره operation، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان