برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی enroll به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل enroll
(فعل) کسی را به عنوان عضو یا شرکت کننده وارد جایی کردن (مثال اول) – عضو چیزی شدن، نام نویسی کردن (مثال دوم) – به عضویت گرفتن (مثال سوم)
She enrolled her child in a private school.
او بچه اش را به یک مدرسه خصوصی برد.
Sara was enrolled at the University in 1988.
سارا در سال 1988 به عضویت دانشگاه درآمد. (نام نویسی کرد)
The college enrolls about 5,000 students.
این دانشگاه حدود 5 هزار دانشجو میپذیرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره enroll، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

