برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی enroll به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل enroll
(فعل) کسی را به عنوان عضو یا شرکت کننده وارد جایی کردن (مثال اول) – عضو چیزی شدن، نام نویسی کردن (مثال دوم) – به عضویت گرفتن (مثال سوم)
She enrolled her child in a private school.
او بچه اش را به یک مدرسه خصوصی برد.
Sara was enrolled at the University in 1988.
سارا در سال 1988 به عضویت دانشگاه درآمد. (نام نویسی کرد)
The college enrolls about 5,000 students.
این دانشگاه حدود 5 هزار دانشجو میپذیرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره enroll، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


