koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی circumstance به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

circumstance

اسم

US /ˈsɚkəmˌstæns/

circumstances

(اسم) یک شرط یا حقیقت یا ویژگی که روی یک موقعیت تاثیر میگذارد (معمولا به صورت جمع: شرایط – دو مثال اول) – چیزهایی که زندگی شما را تغییر میدهند و شما کنترلی روی آن ندارید (مثال سوم) – circumstances مقدار پولی که کسی دارد (مثال آخر) - pomp and circumstance یک مراسم مجلل

They say they will never, under any/no circumstances, be the first to use force.

آن گفتند که تحت هیچ شرایطی اولین نفر استفاده کننده از زور نخواهند بود.

He died in suspicious circumstances.

او در شرایط مشکوکی جان سپرد.

a victim of circumstance

یک قربانی تقدیر

They have been forced to live in reduced circumstances.

آن مجبور شدند با پول کم زندگی کنند.