برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی circumstance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل circumstance
(اسم) یک شرط یا حقیقت یا ویژگی که روی یک موقعیت تاثیر میگذارد (معمولا به صورت جمع: شرایط – دو مثال اول) – چیزهایی که زندگی شما را تغییر میدهند و شما کنترلی روی آن ندارید (مثال سوم) – circumstances مقدار پولی که کسی دارد (مثال آخر) - pomp and circumstance یک مراسم مجلل
They say they will never, under any/no circumstances, be the first to use force.
آن گفتند که تحت هیچ شرایطی اولین نفر استفاده کننده از زور نخواهند بود.
He died in suspicious circumstances.
او در شرایط مشکوکی جان سپرد.
a victim of circumstance
یک قربانی تقدیر
They have been forced to live in reduced circumstances.
آن مجبور شدند با پول کم زندگی کنند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره circumstance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


