koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی hell به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

hell

اسم

US /ˈhɛl/

(اسم) جهنم – موقعیت یا تجربه یا یک مکان سخت – برای تاکید رو خشم یا یک چنین احساسی

I'll go to Hell for this.

به خاطر این کار به جهنم خواهم رفت.

Go to hell!

برو به جهنم!

Holidays are hell for me.

تعطیلات برای من جهنم است.

He was in a hell of his own making.

او در جهنمی بود که خودش داشت می ساخت.

But, hell, why not?

ولی، چرا نه؟ (با تاکید و عصبانیت پرسیده شده است)

What in the hell are you talking about?

درباره چه چیزی داری حرف می زنی؟ (با خشم زیاد سوال شده است)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) all hell breaks loose برای توصیف یک موقعیت که خشونت آمیز و پر سر و صدا است (مثال اول) - come hell or high water اینکه بگویید به هر طریق ممکن کاری را انجام میدهید - for the hell of it برای تفریح کاری را انجام دادن (مثال دوم) - from hell برای اینکه بگویید که چیزی خیلی بد است (مثال سوم)

One of kidnapers drew his gun and then suddenly all hell broke loose.

یکی از آدم ربایان اسلحه خود را بیرون کشید و ناگهان اوضاع به جهنم تبدیل شد.

Just for the hell of it, I decided to go swimming.

فقط محض تفریح تصمیم گرفتن به شنا بروم.

Poor John has the father-in-law from hell.

بیچاره جان که مدر خوانده ای خیلی بد دارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) give sb hell با انتقاد یا چیزی اوضاع را برای کسی جهنم کردن (مثال اول) - go to hell اینکه به کسی بگویید برو به جهنم - go to hell and back اوضاع خیلی بدی را تجربه کردن - hell for leather به سرعت دویدن را حرکت کردن - be hell on wheels خیلی بد اخلاق بودن یا بد اخلاقی کردن - there'll be hell to pay اینکه بگویید کسی خیلی عصبانی خواهد شد، یا، خیلی بد میشود (مثال دوم) - to hell with sb/sth اینکه بگویید گور بابای کسی یا چیزی (مثال سوم)

He gave me hell for being 15 minutes late.

او به خاطر 15 دقیقه دیر کردن مرا رسوا کرد.

There will be hell to pay if you come home after 10 again.

اگر دوباره بعد از 10 شب به خانه بیایی خیلی بد میشود.

To hell with them! I'll do what I plan to do!

گور پدر آن ها! من هر کاری که برنامه داشتم را انجام میدهم!

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) when hell freezes over اینکه بگویید چیزی هرگز رخ نخواهد داد (مثال اول) - annoy, frighten, scare, etc. the hell out of sb کسی را خیلی اذیت کردن یا ترساندن و غیره (مثال دوم) - (as) ... as hell برای تاکید کردن، خیلی (مثال سوم)

I'll give you money when hell freezes over.

من هرگز به تو پول خواهم داد.

His words scared the hell out of me.

حرف های او مرا خیلی ترساند.

She's as guilty as hell.

او خیلی خطا کار است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) be hell-bent on sth خیلی محتاط بودن - beat the hell out of sb کسی را مرتبا و به شدت زدن - get the hell out of somewhere جایی را سریع ترک کردن (مثال اول) - the hell sb is/does, etc به درک (مثال دوم) - hell of a خیلی، خیلی بزرگ (مثال سوم)

Let's get the hell out of here, before someone get crazy.

بیایید قبل از اینکه دیوانه شود، از اینجا برویم.

Sara: It's your fault! Joe: The hell it is!

سارا: این تقصیر شما است! جو: به درک!

It was a hell of a big decision to take.

تصمیم خیلی بزرگی بود.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) hell yes/no با تاکید بله/نه گفتن - like hell الف: خیلی زیاد (مثال اول) ب: به هیچ وجه - what the hell اینکه چیزی مهم نیست (مثال دوم)

My knee hurts like hell.

زانوی من خیلی درد میکند.

It cost a lot, but what the hell, we can afford it.

این خیلی هزینه دارد ولی مهم نیست، ما از پس آن بر می آییم.