عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل over

over

حرف اضافه

US تلفظ صوتی/ˈoʊvɚ/

(حرف اضافه) بالا، روی

The horse jumped over the fence.

اسب از روی نرده پرید.

She climbed over the wall.

او از روی دیوار بالا رفت (و به آن طرف رفت).

Parents want to have control over their children.

والدین می خواهند روی فرزندان خود کنترل داشته باشند.

His hat was pulled low over his eyes.

کلاه او تا بالای چشم هایش پایین کشیده شد.

a bridge over the river

یک پل روی رودخانه

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) بیش از (مثال اول) – (در ریاضی) تقسیم بر – استفاده از یک وسیله مانند تلفن (مثال آخر)

This culprit may costs over $3000.

این فرش احتمالا بیش از 3000 دلار می ارزد.

45 over 5 is 9.

45 تقسیم بر 5 می شود 9.

We heard it over the radio.

ما با استفاده از رادیو آن را شنیدیم.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) در طول یک دوره از زمان یا در حال انجام کاری (مثال اول) – درباره یا مربوط به یا به خاطر – دیگر از چیزی رنج نبردن (دو مثال آخر)

Let's discuss this over lunch.

بیایید هنگام شام درباره این حرف بزنیم.

Don't get angry over something so silly.

به خاطر یک چیز خیلی احمقانه عصبانی نشو.

Her husband died last year and she’s still not over it.

همسرش پارسال فوت کرد و او هنوز از آن رنج می برد.

It took him ages to get over his illness.

سالها طول کشید تا از بیماریش خلاص شود.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) over and above علاوه بر چیز، کنار چیزی

They receive extra money over and above the usual welfare payments.

آن ها در کنار هزینه های رفاهی معمول، پول اضافی دریافت کردند.

over

قید

(قید) پایین، به پایین (مثال اول) – دوباره – حالتی که پایین چیزی بالا است یا حالتی آن طرف چیزی بالا است (دو مثال آخر)

I fell over and injured my legs.

من پایین افتادم و به پاهایم آسیب زدم.

It's all wrong—you'll have to do it over.

این کاملا اشتباه بود – تو باید دوباره آن را انجام دهی.

Turn/Flip your cards over.

کارت های خود را برگردان.

The dog rolled over onto its back.

سگ به پشت خود غلت زد.

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) از یک مکان به مکان دیگر (سه مثال اول) – به خانه شما

Come over here.

بیا اینجا. (از آنجا بیا اینجا)

I went over to say hello.

من به آنجا رفتم تا سلام کنم.

We could drive over to Texas.

ما می توانیم به تگزاس برویم.

Let's ask some friends over.

بیایید از چند دوست بخواهیم به اینجا بیایند. (به خانه ما)

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) تا یک زمان دیگر یا در طول یک مدت (مثلا تا فردا) - دوباره

Mom, can I sleep over at Sara's house?

مادر، آیا می توانم امشب را خانه سارا بخوابم؟

Do it over.

دوباره انجام بده.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی