برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی کلمه over در انگلیسی
معنی و کاربردهای over با مثال انگلیسی
(حرف اضافه) بالا، روی
The horse jumped over the fence.
اسب از روی نرده پرید.
او از روی دیوار بالا رفت (و به آن طرف رفت).
Parents want to have control over their children.
والدین می خواهند روی فرزندان خود کنترل داشته باشند.
His hat was pulled low over his eyes.
کلاه او تا بالای چشم هایش پایین کشیده شد.
یک پل روی رودخانه
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) روی چیزی، بهطوری که آن را بپوشاند
Put a blanket over the baby.
پتو را روی بچه بینداز.
She put her hands over her face.
او دستهایش را روی صورتش گذاشت.
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) از روی، از عرض، به آن طرف
She climbed over the wall.
او از روی دیوار بالا رفت و به آن طرف رفت.
We walked over the bridge.
ما از روی پل عبور کردیم.
The road goes over the mountain.
جاده از روی کوه عبور میکند.
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) بیش از، بیشتر از؛ بالاتر از یک مقدار یا حد مشخص (مثال اول) – (در ریاضی) تقسیم بر – از طریق، با استفاده از، به وسیله یک وسیله ارتباطی (مثال آخر)
This carpet may cost over $3000.
این فرش ممکن است بیش از ۳۰۰۰ دلار قیمت داشته باشد.
45 over 5 is 9.
45 تقسیم بر 5 می شود 9.
We heard it over the radio.
ما با استفاده از رادیو آن را شنیدیم. (over the phone = از طریق تلفن، over the Internet = از طریق اینترنت، over the radio = از طریق رادیو)
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) get over something از چیزی عبور کردن؛ از بیماری یا ناراحتی روحی بهبود یافتن؛ کنار آمدن با چیزی
She still hasn't got over the breakup.
او هنوز با جدایی کنار نیامده است.
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) در طول یک دوره از زمان یا در حال انجام کاری (مثال اول) – درباره، بر سر، به خاطر؛ در ارتباط با موضوعی که باعث نگرانی، بحث یا اختلاف شده است (مثال دوم و سوم) – دیگر از چیزی رنج نبردن (دو مثال آخر)
Let's discuss this over lunch.
بیایید هنگام ناهار درباره این حرف بزنیم.
Don't get angry over something so silly.
به خاطر یک چیز خیلی احمقانه عصبانی نشو.
There’s no point crying over spilled milk.
گریه کردن برای چیزی که دیگر از دست رفته فایدهای ندارد.
Her husband died last year and she’s still not over it.
همسرش پارسال فوت کرد و او هنوز از آن رنج می برد.
It took him ages to get over his illness.
سالها طول کشید تا از بیماریش خلاص شود.
(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) over and above علاوه بر، افزون بر، بیش از مقدار معمول
over
قید
(قید) پایین، به پایین (مثال اول) – دوباره، از نو (مثال دوم و سوم) – حالتی که پایین چیزی بالا است یا حالتی آن طرف چیزی بالا است (دو مثال آخر)
I fell over and injured my legs.
من افتادم / نقش زمین شدم و به پاهایم آسیب زدم.
It's all wrong—you'll have to do it over.
این کاملا اشتباه بود – تو باید دوباره آن را انجام دهی.
Let's start over.
بیایید از اول شروع کنیم.
Turn/Flip your cards over.
کارت های خود را برگردان.
The dog rolled over onto its back.
سگ به پشت خود غلت زد.
(قید – ادامه بررسی معنی واژه) از یک مکان به مکان دیگر (سه مثال اول) – به خانه شما
Come over here.
بیا اینجا. (از آنجا بیا اینجا)
من به آنجا رفتم تا سلام کنم.
ما می توانیم به تگزاس برویم.
بیایید از چند دوست بخواهیم به اینجا بیایند. (به خانه ما)
(قید – ادامه بررسی معنی واژه) تا یک زمان دیگر یا در طول یک مدت (مثلا تا فردا) - دوباره
Mom, can I sleep over at Sara's house?
مادر، آیا می توانم امشب را خانه سارا بخوابم؟ (sleep over شب را در خانه شخص دیگری ماندن و خوابیدن)
Do it over.
دوباره انجام بده.
(صفت / قید) تمامشده، به پایان رسیده
The movie is over.
فیلم تمام شده است.
The game is over.
بازی تمام شده است.
When the meeting is over, call me.
وقتی جلسه تمام شد، با من تماس بگیر.
all over همهجا / سراسر - کاملاً تمامشده
There were flowers all over the garden.
در سراسر باغ گل بود.
It's all over now.
حالا دیگر همهچیز تمام شده است.
over and over بارها و بارها، مرتباً
I've told you over and over.
این را بارها و بارها به تو گفتهام.
over
صفت
(صفت) تمام
The game is over.
بازی تمام شده است.
Is the meeting over?
جلسه تمام شده است؟
over-
پیشوند
(پیشوند) بیش از حد / بیش از اندازه
- overcook = بیش از حد پختن
- overeat = بیش از حد غذا خوردن
- overpay = بیش از حد پرداخت کردن
- overconfident = بیش از حد مطمئن به خود
- overcrowded = بیش از حد شلوغ
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره over، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

