عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل duty

duty

اسم

US تلفظ صوتی/ˈduːti/

duties

(اسم) وظیفه – (در نیروهای نظامی) ماموریت

If new employees are unable to carry out their duties, they may be fired.

اگر کارمندان جدید نتوانند وظایفشان را انجام دهند، ممکن است اخراج شوند.

We felt it was our duty to help.

احساس کردیم وظیفه ما است که کمک کنیم.

Her brother returned from duty overseas.

برادر او از ماموریت خارج از کشور بازگشت.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) مالیات یا عوارضی که بر کالای وارداتی اعمال می شود - off duty در حال استراحت، مرخصی - on duty در حال کار، مشغول

All goods had a 15 percent duty.

تمام کالاها 15 درصد عوارض گمرکی داشتند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته