koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی clue به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

clue

اسم

US /ˈkluː/

clues

(اسم) سرنخ

For five months, Russell remained a fugitive, leaving no clues as to his whereabouts.

راسل برای 5 ماه فراری ماند و هیچ سرنخی درباره اینکه کجاست باقی نگذاشت.

clue

فعل

clues; clued; clueing or cluing

(فعل) clue in به کسی اطلاعات دادن

Somebody must have clued him in on our sales strategy.

یک نفر حتما درباره استراتژی فروش ما باید به او اطلاعات داده باشد.