برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rash به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rash
(اسم) جوش های قرمز رنگ روی پوست (دو مثال اول) – سلسله ای از اتفاقات بد که یک مدت کوتاهی رخ میدهد (مثال سوم) – rashness (اسم) عجله کردن
rash
صفت
(صفت) عجولانه، تند، بی پروا
Please don't do anything rash.
لطفاً کار عجولانه نکن.
It was rash of you to make that promise.
عجله کردی که آن قول را دادی.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


