برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rash به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rash
(اسم) جوش های قرمز رنگ روی پوست (دو مثال اول) – سلسله ای از اتفاقات بد که یک مدت کوتاهی رخ میدهد (مثال سوم) – rashness (اسم) عجله کردن
rash
صفت
(صفت) عجولانه، تند، بی پروا
Please don't do anything rash.
لطفاً کار عجولانه نکن.
It was rash of you to make that promise.
عجله کردی که آن قول را دادی.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rash، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

