koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی expression به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

expression

اسم

US /ɪkˈsprɛʃən/

expressions

(اسم) اصطلاح – بیان، ابراز، تجلی، نمایش – حالت چهره که احساس و درون فرد را نشان می دهد

That was an expression he hadn’t heard before, and wondered what it meant.

آن، اصطلاحی بود که او قبلا نشنیده بود و نمی دانست چه معنی دارد.

Dance is a form of artistic expression.

رقص نوعی نمایش هنرمندانه است. (بیان هنرمندانه یا تجلی هنرمندانه)

Judging from her expression, I think the gift was a complete surprise.

با قضاوت از حالت چهره او فکر می کنم که آن هدیه یک غافلگیری کامل است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) کاری را با احساس و شور بیشتری انجام دادن – عبارت حسابی (در ریاضیات)

I told him to read the poem with more expression.

به او گفتم که شعر را با احساس بیشتری بخواند.

4xy is an expression.

4xy یک عبارت است