برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی vision به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل vision
(اسم) توانایی دیدن، دید، بینایی – خیال ذهنی، تصور (مثال دوم) – الهام یا تلقین یا خوابی که ریشه در مذهب یا یک قدرت فرا طبیعی دارد (دو مثال آخر)
Blurred/impaired vision
تاری/ضعف بینایی
We lack a vision of what love really is.
ما یک تصور که عشق واقعاً چه چیزی است نداریم.
She had a vision in which Jesus appeared before her.
او یک رویا داشت که در آن مسیح جلوی او ظاهر شد.
The idea came to me in a vision.
این ایده به من الهام شد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بصیرت، بینش، دید واضحی در خصوص وقایع – a vision of beauty/loveliness etc یک آدم زیبا (مثال دوم) – تصویر تلویزیون یا یک فیلم
She had vision and determination.
او بینش و اراده داشت.
She was a vision in white lace.
او در تور سفید خیلی خوشکل بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره vision، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


