برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی substance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل substance
(اسم) ماده (مثال اول) – یک دارو مخصوصا از نوعی که مصرف خودسرانه آن مضر است (مثال دوم) – ایده یا منظور و مفهوم اصلی یک نوشته یا یک بحث (چهار مثال آخر) - a man/woman/person of substance کسی که ثروتمند و دارای قدرت است
a sticky substance
یک ماده چسبناک
illegal/controlled substances
(در هر دو صورت به معنی:) داروهایی که بدون تجویز دکتر مجاز نیستند
the substance of his argument
اصل بحث او
The substance of their secret conversation appeared in the news.
موضوع اصلی گفتگوی مخفیانه آن ها در اخبار افشا شد.
I agreed with what she said in substance.
من با اصل بحث او موافقت کردم.
to give substance to the story
به داستان مفهوم دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره substance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


