برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی allergy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل allergy
(اسم) حساسیت، آلرژی
Many people have some form of allergy.
بسیاری از مردم برخی از اشکال حساسیت را دارند.
I have an allergy to dogs.
من نسبت به سگ ها آلرژی دارم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره allergy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



