برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی victim به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل victim
(اسم) کسی که مورد حمله قرار گرفته یا بر اثر حادثه ای زخمی شده یا کشته شده یا مورد سرقت قرار گرفته است (قربانی) – کسی که از چیزی رنج می برد یا از واقعه و حادثه ای آسیب دیده است (قربانی) – قربانی که تقدیم خدا می شود
a rape victim
قربانی تجاوز
AIDS victims and other patients who are terminally ill
قربانیان ایدز و بیماران دیگری که بیماری لاعلاج دارند
همه قربانیان جان سالم به در نبردند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) fall victim to somebody/something الف: مورد حمله قرار گرفتن یا کشته شدن توسط کسی ب: آسیب دیدن یا نابود شدن توسط چیزی یا توسط یک شرایط (مثال اول)
Many small businesses have fallen victim to the recession.
بسیاری از مشاغل کوچک قربانی رکود اقتصادی شده اند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره victim، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


