بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی land به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل land

land

اسم

US تلفظ صوتی/ˈlænd/

lands

(اسم) زمین، سرزمین

the land along the highway

زمین کنار بزرگراه

They own land in Alaska.

آن ها در آلاسکا صاحب زمین هستند.

Ireland was my mother’s native land.

ایرلند سرزمین مادری من بود.

land

فعل

lands; landed; landing

(فعل) فرود آمدن یا فرود آوردن هواپیما – پیاده کردن افراد از یک کشتی یا هواپیما (مثال دوم) – به دست آوردن، گیر آوردن (دو مثال آخر)

The pilot said we would land in about 20 minutes.

خلبان گفت که ما حدود 20 دقیقه دیگر فرود می آییم.

The general’s plan involved landing troops behind enemy lines.

برنامه ژنرال پیاده کردن نیروها پشت خطوط دشمن بود.

He landed the job.

او کار گیر آورد.

She landed the lead part in the play.

او در آن نمایش، نقش اصلی را به دست آورد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره land، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان