برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی adopt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل adopt
(فعل) بچه کسی را به فرزندخواندگی گرفتن (مثال اول) – استفاده کردن یا بکار گرفتن یک طرح یا یک رویکرد و غیره جدید یا متفاوت (مثال دوم) – انتخاب کردن یا استفاده از نامی که نام اصلی شما نیست (مثال سوم) – کشوری را که کشور مادری نیست را برای ادامه زندگی برگزیدن
Sara was adopted when she was three.
سارا وقتی سه سال داشت به فرزندخواندگی گرفته شد.
We will have to adopt a more scientific approach in the future.
ما مجبور خواهیم بود در آینده یک رویکرد علمی تری را بکار بگیریم.
Jim became a Muslim and adopted the name Hassan.
جیم مسلمان شد و نام حسن را برای خود برگزید.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) قبول کردن یا تایید کردن چیزی مانند یک طرح به صورت رسمی و قانونی (مثال اول) – کسی را رسما به عنوان کاندید انتخاب کردن (در بریتیش) – adopted (صفت) الف: (در مورد بچه) به فرزندخواندگی پذیرفته شده (مثال دوم) ب: adopted country کشوری که کسی در آن به دنیا نیامده ولی انتخاب کرده که در آن زندگی کند 3 : adopted name اسمی که اسم ابتدایی کسی نیست ولی تصمیم گرفته که این اسم را بعدا انتخاب کند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره adopt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



