برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی scalp به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل scalp
(اسم) پوست سر - somebody’s scalp اصطلاحا به معنی شکست دادن کسی یا تنبیه کسی بکار میرود (مثال آخر)
scalp
فعل
scalps; scalped; scalping
(فعل) پوست سر کسی (یک دشمن) را به عنوان نشانه ای از پیروزی کندن – بازار سیاه راه انداختن برای بلیط جایی
You've just about scalped me!
تو نزدیک بود پوست از سر من بکنی! (در اینجا کاربرد کنایه ای دارد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره scalp، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

