koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

بخش های مختلف وب سایت کوبدار
قسمت های مختلف وب سایت آموزشی کوبدار
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت جستجو در سایت کوبدار
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با finish

finish

فعل

US /ˈfɪnɪʃ/

finishes; finished; finishing

(فعل) تمام کردن، پایان دادن – غذا یا نوشیدنی خوردن

You only get points if you finish the race.

تنها در صورتی امتیاز می گیرید که مسابقه را به پایان برسانید.

I quickly finished my tea.

من به صورت چای خودم را خوردم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) finishing touch کارهای آخری برای اتمام کاری - finish with الف: نیازی به چیزی نداشتن (مثال اول) ب: دیگر در چیزی دخیل نبودن و بیرون آمدن ج: بی خیال شدن، تسویه حساب کردن (مثال دوم)

When you've finished with the book, can I see it?

وقتی کار شما با این کتاب تمام شد، می توانم آن را ببینم؟

I haven't finished with you yet!

من کارم هنوز با تو تمام نشده است!

finish

اسم

finishes

(اسم) پایان چیزی – پوششی از رنگ یا روغن که به سطح چیزی می زنند تا آن را جلا کاری کنند (دو مثال آخر)

The story was a lie from start to finish.

این داستان از ابتدا تا انتها دروغ بود.

a guitar with a natural wood finish

یک گیتار با پوشش چوب طبیعی

Make sure the surface is clean and smooth before the finish is applied.

مطمئن شو که این سطح قبل از اعمال جلا کاری، تمیز و صاف باشد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها