برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی film به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل film
(اسم) فیلم دوربین (قطعه ای که فیلم یا عکس روی آن ضبط می شود) – فیلم – لایه نازک روی چیزی (پرده، غشا – مثال سوم)
film
فعل
films; filmed; filming
(فعل) فیلم ساختن، فیلم گرفتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره film، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

