تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل organize

organize

فعل

US تلفظ صوتی/ˈoɚgəˌnaɪz/

organizes; organized; organizing

(فعل - در بریتیش organise) ترتیب دادن چیزی تا رخ دهد – سازماندهی کردن – سر و سامان دادن به زندگی یا کار کسی

She has been designated to organize the meeting.

او برای ترتیب دادن این جلسه تعیین شده است.

I am trying to organize my time so I can work more efficiently.

من در تلاشم تا وقت خودم را سازماندهی کنم تا بتوانم موثرتر کار کنم.

She organized people to work for social justice.

او مردم را برای تلاش در جهت عدالت اجتماعی سازماندهی کرد.

I don't need you to organize my life.

من به شما نیاز ندارم که زندگی مرا سر و سامان دهید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) تشکیل دادن یک گروه از افراد که هدف مشترک دارند مخصوصا به صورت یک اتحادیه یا یک حزب سیاسی

I'm trying to organize the workers in the factory.

من در تلاشم تا کارکنان کارخانه را به صورت اتحادیه جمع کنم.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره organize، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی