بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی organize به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل organize

organize

فعل

US تلفظ صوتی/ˈoɚgəˌnaɪz/

organizes; organized; organizing

(فعل - در بریتیش organise) ترتیب دادن چیزی تا رخ دهد – سازماندهی کردن – سر و سامان دادن به زندگی یا کار کسی

She has been designated to organize the meeting.

او برای ترتیب دادن این جلسه تعیین شده است.

I am trying to organize my time so I can work more efficiently.

من در تلاشم تا وقت خودم را سازماندهی کنم تا بتوانم موثرتر کار کنم.

She organized people to work for social justice.

او مردم را برای تلاش در جهت عدالت اجتماعی سازماندهی کرد.

I don't need you to organize my life.

من به شما نیاز ندارم که زندگی مرا سر و سامان دهید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) تشکیل دادن یک گروه از افراد که هدف مشترک دارند مخصوصا به صورت یک اتحادیه یا یک حزب سیاسی

I'm trying to organize the workers in the factory.

من در تلاشم تا کارکنان کارخانه را به صورت اتحادیه جمع کنم.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره organize، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان