برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pattern به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pattern
(اسم) یک روش خاصی که چیزی انجام می شود یا سازمان می یابد یا روشی که در آن چیزی رخ می دهد (الگو – دو مثال اول) – الگو به معنی شکل
pattern
فعل
patterns; patterned; patterning
(فعل) کپی چیزی بودن یا خیلی شبیه چیزی بودن (معمولا به صورت ترکیب be patterned after/on sth به کار می رود)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pattern، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

