برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی expectation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل expectation
(اسم) امیدواری، انتظار - to have every expectation of something خیلی به چیزی مطمئن بودن یا اعتقاد داشتن (مثال سوم)
The company has expectations of making a profit next year.
شرکت انتظار دارد یا سال آینده سود کند.
I saved the files in the expectation that they would be useful in the future.
من این فال ها را به امید اینکه روزی در آینده به درد بخورند ذخیره کردم.
They have every expectation of victory.
آنها اعتقاد دارند که پیروز میشوند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره expectation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


