برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sandwich به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sandwich
(اسم) ساندویچ – یک کیک که شامل دو تیکه است و بین آن مربا یا خامه و غیره قرار می دهند (مثال آخر)
a toasted sandwich
ساندویچ برشته
a tuna/ham sandwich
ساندویچ تن ماهی/گوشت
an ice-cream sandwich
یک کیک بستنی (دو تیکه کیک که بین آن ها بستنی قرار دارد)
sandwich
فعل
sandwiches; sandwiched; sandwiching
(فعل) کسی یا چیزی را بین دو چیز یا دو نفر یا دو گروه که معمولا بزرگتر هستند قرار دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sandwich، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


