برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی lift به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lift
(فعل) بلند کردن - spirits lift یا mood lifts یا lifts your spirits/mood خوشحال شدن، از غم کاسته شدن (مثال آخر)
بلند کردن یک بطری آب
I lifted the baby out of the chair.
من بچه را از روی صندلی بلند کردم.
The beauty of the sea lifted his spirits.
زیبایی دریا او را خوشحال کرد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد ابر، مه، باران یا دود) حرکت کردن و ناپدید شدن – پایان دادن یا برداشتن به یک قانون یا رسم (مثال دوم) – دزدیدن یا بالا کشیدن یا کش رفتن
You can see the mountains when the clouds lift.
وقتی ابرها ناپدید می شوند می توانید این کوه ها را ببینید.
The state has temporarily lifted its ban on smoking in streets.
این ایالت موقتا ممنوعیت سیگار کشیدن در خیابان ها را برداشته است.
an idea lifted from another book
این ایده که از یک کتاب دیگر کش رفته است
lift
اسم
lifts
(اسم) سواری مجانی – آسانسور (در بریتیش – مثال دوم) – احساس خوشحالی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lift، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


