برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی advantage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل advantage
(اسم) مزیت، آپشن، برتری - use/turn something to your/good advantage استفاده کردن از چیزی برای دستیابی به چیزی (مثال آخر)
She had the advantage of a good education.
او مزیت بهرمندی از آموزش خوب را داشت.
They should be at an advantage in the negotiations.
آن ها بهتر است که یک نقطه قوتی در مذاکرات داشته باشند. (با دست پر وارد مذاکره شوند)
It might be to your advantage to get driver license.
گرفتن گواهینامه رانندگی ممکن است به نفع شما باشد.
The mistake was to our advantage.
آن اشتباه به نفع ما بود.
Jim used his family connections to good advantage.
جیم از ارتباطات خانوادگی خود بهره برد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) (در تنیس) اولین امتیاز بعد از تساوی 40-40 (مثال اول) - take advantage of الف: از چیزی بهره بردن یا استفاده کردن (مثال دوم) ب: سو استفاده کردن از کسی یا چیزی (مثال سوم)
Advantage Mr. Jim.
اولین امتیاز برتری آقای جیم. (بعد از امتیاز 40-40 ورزشکاری که دو امتیاز متوالی کسب کند برنده آن گیم است)
We took full advantage of the hotel facilities.
ما از امکانات هتل به صورت کامل استفاده کردیم. (نهایت استفاده را کردیم)
I felt that my friends were taking advantage of me as a free babysitter.
احساس میکردم که دوستانم از من به عنوان یک مراقب بچه مفت دارند سو استفاده می کنند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره advantage، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



