koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی plain به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

plain

صفت

US /ˈpleɪn/

plainer; plainest

(صفت) ساده – واضح – غیر جذاب، معمولی (در مورد یک فرد مخصوصا یک زن) - in plain sight در جایی که به طور واضح می توان آن را دید (مثال آخر)

plain food

غذای ساده

Why can’t they write these instructions in plain English?

چرا آن ها نمی توانند این دستورالعمل ها را به انگلیسی واضح بنویسند؟ (قابل فهم – به زبان ساده)

a rather plain woman

یک زن نسبتا معمولی

I'm just a plain old country boy.

من فقط یک بچه روستایی معمولی هستم.

Don't leave expensive items out in plain sight.

چیزهای گران را در جایی که به راحتی دیده می شوند قرار نده.

plain

اسم

plains

(اسم) دشت بدون درخت

plain

قید

(قید) کاملا، حقیقتاً