برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی explosion به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل explosion
(اسم) انفجار – افزایش شدید
300 people were injured in the explosion.
300 نفر در آن انفجار زخمی شدند.
The region has experienced a population explosion.
این منطقه افزایش شدید آلودگی را تجربه می کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره explosion، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

