برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی blizzard به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل blizzard
(اسم) کولاک (بارش برف سنگینی که با وزش باد همراه است) – مقدار زیادی از چیزی که ناگهان رخ میدهد، کولاک
We got stuck in a blizzard.
ما گرفتار کولاک شدیم.
a blizzard of emails
حجم زیادی از پیام ها
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره blizzard، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

