koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی experiment به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

experiment

اسم

US /ɪkˈsperəmənt/

experiments

(اسم) آزمایش

His experiments were designed to find better methods of using heat energy.

آزمایشات او برای پیدا کردن روش های بهتری برای استفاده از انرژی گرمایی طراحی شده بود.

The system was installed four years ago as an experiment.

این سیستم چهار سال پیش به عنوان یک آزمایش نصب شده بود.

experiment

فعل

experiments; experimented; experimenting

(فعل) آزمایش کردن

The country had secretly experimented with biological weapons for years.

این کشور برای سال ها به صورت مخفیانه، سلاح ها بیولوژیک آزمایش می کرد.