برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی brief به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل brief
(صفت) خلاصه (دو مثال اول) – (در مورد لباس) کوتاه تر از حد معمول (مثال سوم)
brief
اسم
briefs
(اسم) خلاصه، کوتاه (مثال اول) – پرونده قضایی – دستورالعمل و دستور کار کسی – briefs شورت کوتاه و چسبان (مثال دوم) – وکیل (lawyer) - in brief به صورت خلاصه (مثال سوم)
brief
فعل
briefs; briefed; briefing
(فعل) اطلاعات یا دستورالعمل به کسی دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره brief، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


