برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی party به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل party
(اسم) میهمانی، جشن (سه مثال اول) – حزب سیاسی – گروهی از افراد که در فعالیتی (مخصوصا فعالیت بازدیدی) با هم هستند (مثال آخر)
a birthday party
یک جشن تولد
a dinner party
یک ضیافت شام
برگزار کردن/میزبانی کردن یک میهمانی
the party leader
رهبر حزب
a party of tourists
یک گروه (هیئت) از توریست ها
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) هر یک از طرف های درگیر در یک مشاجره قانونی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره party، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

