koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی party به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

party

اسم

US /ˈpɑɚti/

parties

(اسم) میهمانی، جشن (سه مثال اول) – حزب سیاسی – گروهی از افراد که در فعالیتی (مخصوصا فعالیت بازدیدی) با هم هستند (مثال آخر)

a birthday party

یک جشن تولد

a dinner party

یک ضیافت شام

to hold/host a party

برگزار کردن/میزبانی کردن یک میهمانی

the party leader

رهبر حزب

a party of tourists

یک گروه (هیئت) از توریست ها

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) هر یک از طرف های درگیر در یک مشاجره قانونی

the guilty party

طرف مقصر

The court's decision did not satisfy either party.

تصمیم قاضی هیچ کدام از طرف ها را راضی نکرد.

an outside party

یک شخص ثالث