koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی hollow به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

hollow

صفت

US /ˈhɑːloʊ/

hollower; hollowest

(صفت) توخالی، فرورفته، خالی – بی ارزش، بی معنی – صدایی که با ضربه روی یک جسم توخالی ایجاد می شود

There was a hollow spot in the field.

یک منطقه فرورفته در این مزرعه وجود دارد.

hollow cheeks

گونه های فرورفته

a hollow victory

یک پیروزی بی ارزش

He heard a hollow sound when he knocked on the wall.

وقتی روی دیوار ضربه زدم یک صدای توخالی شنیدم. (احتمالا آن قسمت از دیوار توی خالی بود!)

hollow

اسم

hollows

(اسم) چاله (مثال اول) – فضای خالی داخل چیزی - in the hollow of your hand درون کف دست خود گرفتن

The dog found a grassy hollow in the ground to hide.

آن سگ یک چاله که از علف ها درست شده بود پیدا کرد تا مخفی شود.

hollow

فعل

hollows; hollowed; hollowing

(فعل) داخل چیزی را خالی کردن – سطح چیزی را دچار گود یا فرورفتگی کردن (مثال اول) - hollow out داخل چیزی را خالی کردن یا گود کردن (مثال دوم)

The rocks were hollowed by the waterfall.

صخره هایی که توسط آبشار گود شده اند.

Hollow-out cake filled with cream.

آن کیکی که درونش خالی شده بود با خامه پر شده بود.