برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی retain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل retain
(فعل) نگه داشتن، حفظ کردن – استخدام کردن یک مشاور یا وکیل و کسی به طوری که به او پول پرداخت می شود تا در موقع نیاز بکار آید
Sara retained control of the company.
سارا کنترل شرکت را حفظ کرد.
A lot of information can be retained in your computer.
اطلاعات زیادی می تواند در کامپیوتر شما نگهداری شود.
Sara had retained a lawyer and filed a complaint.
سارا یک وکیل استخدام و یک شکایت ثبت کرده بود.
I find it very difficult to retain facts.
بیادآوردن حقایق برایم سخت می شود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره retain، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


