koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی belt به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

belt

اسم

US /ˈbɛlt/

belts

(اسم) کمربند (مثال اول) - seat belt کمربند ایمنی خودرو - black belt کمربند مشکی در ورزش هایی مانند جودو - fan belt تسمه پروانه – سرزمین بزرگی که ویژگی خاصی دارد یا افراد خاصی در آن زندگی میکنند (مثال دوم) - Bible Belt مناطق مسیحی نشین و مقید در شمال آمریکا - Sunbelt مناطق جنوبی آمریکا - Rust Belt مناطقی از نیویورک که به صنعتی بودن مشهور هستند

to do up/fasten/tighten a belt

بستن کمربند

the farm/farming belt

زمین کشاورزی

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) below the belt خیلی غیر منصفانه (مثال اول) - tighten your belt صرفه جویی کردن در خرج کردن پول - under your belt به عنوان دستاورد یا تجربه (مثال آخر) - یک ضربه محکم – یک نوشیدنی الکلی

an actor who has several films under his belt

به عنوان بازیگری که تجربه بازی در چندین فیلم را دارد

The comments hit below the belt.

آن نظرات بسیار غیر منصفانه هستند.

belt

فعل

belts; belted; belting

(فعل) با کمربند بستن (مثال اول) – چیزی یا کسی را به شدت زدن (مثال دوم) – خواندن با صدای بلند (معمولا با out همراه است - مثال سوم)

Belted the sword to her waist.

این شمشیر را به کمر او ببند.

He belted the ball towards the goal.

او توپ را با قدرت به سمت دروازه شلیک کرد.

belt out a song

آهنگی را با صدای بلند خواندن

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) با سرعت زیاد رفتن یا جابجا کردن (مثال اول) – به سرعت نوشیدن - belt up الف: کمربند ایمنی را بستن ب: حرف زدن را متوقف کردن (مثال دوم)

The car was belting down the road.

آن خودرو داشت به سرعت به سمت پایین جاده می رفت.

Just belt up, will you! I'm trying to concentrate.

خفه میشی یا نه! من دارم تمرکز میکنم.