بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی monitor به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل monitor

monitor

اسم

US تلفظ صوتی/ˈmɑːnətɚ/

monitors

(اسم) مانیتور – دستگاه کنترل – مبصر کلاس - ناظر

a computer monitor

مانیتور کامپیوتر

a heart monitor

دستگاه کنترل قلب

He was chosen to be a monitor.

او انتخاب شده است تا مبصر کلاس باشد.

Iran is sending peace monitors to the area.

این ناظران صلح را به این منطقه می فرستد.

monitor

فعل

monitors; monitored; monitoring

(فعل) مراقبت کردن، تحت نظر داشتن

The patient is carefully monitored.

بیمار به دقت تحت نظر است.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره monitor، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی