برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی monitor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل monitor
(اسم) مانیتور – دستگاه کنترل – مبصر کلاس - ناظر
monitor
فعل
monitors; monitored; monitoring
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


