برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی item به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل item
(اسم) آیتم، چیز، فقره، گزینه، مورد، قلم – یک مطلب یا یک موضوع در یک روزنامه یا مجله یا تلویزیون و غیره – زوج عاطفی (معمولا به صورت be an item)
He always orders the most expensive item on the menu.
او همیشه گرانترین مورد در منو را سفارش می دهد.
basic food items such as butter
اقلام غذایی اساسی مانند کره
I heard an item on the radio about women engineers.
من مطلبی را در رادیو درباره مهندسین خانوم شنیدم.
Are they an item?
آیا آنها زوج هستند (با هم هستند)؟
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره item، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

