برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sponsor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sponsor
(اسم) کسی یا شرکتی که هزینه یک برنامه یا فیلم یا یک تیم و غیره را تقبل می کند تا از منافع تبلیغاتی و غیره بهرمند شود – کسی که با هدف کمک به درمانده یا درماندگان به کسی پول می دهد (مثال دوم) – کسی که مسئولیت کسی یا چیزی را بر عهده می گیرد یا از کسی یا چیزی حمایت می کند (مثال سوم) – کسی که غسل تعمید یا شهادت دادن دادن کسی را اجرا می کند
sponsor
فعل
sponsors; sponsored; sponsoring
(فعل) حمایت کردن از کسی یا چیزی، حامی مالی بودن برای کسی یا کاری
Her organization sponsored the study.
سازمان او از این مطالعه حمایت مالی کرد.
government-sponsored studies
مطالعات حمایت شده توسط دولت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sponsor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


