برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی influence به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل influence
(اسم) تاثیر، نفوذ – کسی یا چیزی که روی کسی یا چیزی به میزان مهمی اثر می گذارد (آدم با نفوذ) - under the influence مست، در حالت مستی (مثال آخر)
She was under the influence of drugs.
او تحت تاثیر مواد مخدر بود.
Her parents still have a great deal of influence over her.
والدین او هنوز تاثیر (نفوذ) زیادی روی او دارند. (a great deal یا a good deal یعنی: زیاد، خیلی زیاد)
The decision was affected by outside influences.
این تصمیم تحت تاثیر آدم های با نفوذ خارجی بوده است.
She was arrested for driving under the influence.
او برای رانندگی در حالت مستی دستگیر شد.
influence
فعل
influences; influenced; influencing
(فعل) تاثیر داشتن، تحت تاثیر قرار دادن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره influence، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

