برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hardly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hardly
(قید) hardly ever به ندرت - به ندرت، خیلی کم، تقریبا نه - اصلا
او به ندرت به من زنگ می زند.
ما خیلی کم یکدیگر را می شناسیم. (ما اصلا یکدیگر را نمیشناسیم)
It hardly seems fair to put all the blame on him.
اصلا منصفانه نیست که همه تقصیر را گردن او بگذاریم.
The news is hardly surprising.
خبرها اصلا غافلگیر کننده نیست.
It’s hardly surprising that he was angry.
اصلا تعجبی ندارد که او عصبانی است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hardly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

