برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hardly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hardly
(قید) hardly ever به ندرت - به ندرت، خیلی کم، تقریبا نه - اصلا
او به ندرت به من زنگ می زند.
ما خیلی کم یکدیگر را می شناسیم. (ما اصلا یکدیگر را نمیشناسیم)
It hardly seems fair to put all the blame on him.
اصلا منصفانه نیست که همه تقصیر را گردن او بگذاریم.
The news is hardly surprising.
خبرها اصلا غافلگیر کننده نیست.
It’s hardly surprising that he was angry.
اصلا تعجبی ندارد که او عصبانی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hardly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


