برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی clash به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل clash
(فعل) درگیر شدن لفظی یا فیزیکی (مثال اول) – بد جلوه کردن کنار هم (مثال دوم) – در تضاد بودن با هم (مثال سوم) – با به هم کوبیدن دو جسم فلزی تولید صدا کردن یا صدایی که از این طریق تولید میشود (مثال چهارم)
Troops clashed near the border.
نیروهای نظامی نزدیک مرز درگیر شدند.
او رنگ هایی به تن کرده بود که کنار هم بد جلوه میکردند.
Their personalities clash.
شخصیت آن ها با هم متفاوت است.
The cymbals clashed.
سنج ها به صدا در آمدند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مقارن شدن یا همزمان شدن دو رویداد (conflict)
clash
اسم
clashes
(اسم) درگیری کوتاه – تفاوت یا تضاد (مثال دوم) – چکاچک برخورد دو فلز، صدایی که از برخورد دو فلز تولید میشود (مثال سوم) – تقارن یا همزمانی دو رویداد (مثال آخر)
violent clashes between police and protesters
درگیری های خشونت آمیز بین پلیس و معترضین
We have a personality clash.
ما به لحاظ شخصیتی با هم در تضاد هستیم.
the clash of swords
چکاچک شمشیرها
In the new schedule, there's a clash between Algebra and Biology.
در برنامه درسی جدید، جبر و زیست شناسی همزمان هستند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره clash، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

