koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی two به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

two

عدد، اسم

US /ˈtuː/

twos

(عدد، اسم) 2 - a bird in the hand is worth two in the bush برای اینکه بگویید که بهتر است چیزی را که دارید را نگهدارید و ریسک از دست دادن آن را برای داشتن چیز بهتر قبول نکنید - a thing or two کمی اطلاعات مهم - in two به نصف، به دو قسمت مساوی (مثال دوم) - in two shakes خیلی سریع یا خیلی زود - it takes two یا it takes two to tango اینکه بگویید که برای انجام کاری به دو نفر یا دو گروه نیاز است (مثال سوم)

a two-month contract

یک قرارداد دو ماهه

He cut the apple in two.

سیب را نصف کن.

You’ve only heard his side of the story. It takes two to have an argument, you know.

تو فقط تعریف او را از آن ماجرا را شنیده ای. یک بحث، دو نفر را می طلبد، می دانی.

(عدد، اسم – ادامه بررسی معنی واژه) of two minds تصمیم نگرفتن یا مطمئن نبودن درباره چیزی - put two and two together سر در آوردن، حدس درست زدن (دو دوتا چهارتا کردن – مثال اول) - two by two به صورت دو نفره - two cents (worth) نظر کسی درباره چیزی (مثال دوم) - two left feet برای اینکه بگویی کسی رقاص بدی است - two's company, three's a crowd برای اینکه بگویید که وقتی دو نفر (مثل زن و شوهر) با هم هستند نفر سوم مزاحم است - two sides of the same coin دو روی یک سکه (مثال آخر)

I think he put two and two together and realized that John had been stealing from him this whole time.

به نظرم او دو دوتا چهارتا کرد و فهمید که جان تمام این مدت داشت از او دزدی می کرد.

Everyone had to put in their two cents worth.

هر کسی باید نظرش را می گفت.

Love and hate are the opposite sides of the same coin.

عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند.