برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lust
(اسم) شهوت جنسی (مثال اول) – میل شدید به چیزی
satisfying their lusts
ارضای شهوات شان
He was driven by a lust for power.
میل شدید به قدرت افسار او را در دست داشت.
lust
فعل
lusts; lusted; lusting
(فعل) lust after/for somebody شهوت جنسی داشتن به کسی - lust after/for something میل شدید داشتن به چیزی
You could see that Jim was lusting after Sara.
مشهود بود که جیم نسبت به سارا میل جنسی دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


