برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی slope به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل slope
(اسم) شیب – دامنه کوه (مثال چهارم) - شیبی از یک کوه که برای اسکی استفاده می شود (دو مثال آخر)
slope
فعل
slopes; sloped; sloping
(فعل) شیب داشتن، شیب دار بودن – متمایل بودن به چپ یا راست - slope off به سرعت و مخفیانه جایی را ترک کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره slope، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


