koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی aid به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

aid

اسم

US /ˈeɪd/

aids

(اسم) کمک، مساعدت (دو مثال اول) - وسیله ای که به شما در انجام کاری کمک می کند (مثال سوم) - in aid of something/somebody با هدف کمک به کسی یا چیزی (مثال چهارم)

She went to the aid of a man trapped in his car.

او به یاری مردی که در ماشینش گرفتار شده بود شتافت.

This job would be impossible without the aid of a computer.

این کار بدون کمک رایانه غیرممکن خواهد بود.

teaching aids, such as books and videos

وسایل کمک آموزشی مانند کتاب ها و فیلم ها

collecting money in aid of charity

جمع کردن پول با هدف کمک به خیریه

aid

فعل

aids; aided; aiding

(فعل) کمک کردن به کسی یا چیزی

The new test should aid in the early detection of the disease.

آزمایش جدید باید در تشخیص زودهنگام بیماری کمک کند.

They were accused of aiding his escape.

آن ها متهم به کمک به فرار وی شدند.