برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی aid به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل aid
(اسم) کمک، مساعدت (دو مثال اول) - وسیله ای که به شما در انجام کاری کمک می کند (مثال سوم) - in aid of something/somebody با هدف کمک به کسی یا چیزی (مثال چهارم)
She went to the aid of a man trapped in his car.
او به یاری مردی که در ماشینش گرفتار شده بود شتافت.
This job would be impossible without the aid of a computer.
این کار بدون کمک رایانه غیرممکن خواهد بود.
teaching aids, such as books and videos
وسایل کمک آموزشی مانند کتاب ها و فیلم ها
collecting money in aid of charity
جمع کردن پول با هدف کمک به خیریه
aid
فعل
aids; aided; aiding
(فعل) کمک کردن به کسی یا چیزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره aid، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



