برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی aid به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل aid
(اسم) کمک، مساعدت (دو مثال اول) - وسیله ای که به شما در انجام کاری کمک می کند (مثال سوم) - in aid of something/somebody با هدف کمک به کسی یا چیزی (مثال چهارم)
She went to the aid of a man trapped in his car.
او به یاری مردی که در ماشینش گرفتار شده بود شتافت.
This job would be impossible without the aid of a computer.
این کار بدون کمک رایانه غیرممکن خواهد بود.
teaching aids, such as books and videos
وسایل کمک آموزشی مانند کتاب ها و فیلم ها
collecting money in aid of charity
جمع کردن پول با هدف کمک به خیریه
aid
فعل
aids; aided; aiding
(فعل) کمک کردن به کسی یا چیزی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره aid، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


