برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hat به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hat
(اسم) کلاه - take your hat off to به افتخار یا برای تقدیر از چیزی کلاه از سر برداشتن (کنایه از تقدیر کردن)
a straw hat
یک کلاه حصیری
a fur hat
یک کلاه خز دار
I take my hat off to her. She did a great job.
من به افتخار او کلاه از سر بر می دارم. او کار بزرگی انجام داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hat، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

