koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی hat به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

hat

اسم

US /ˈhæt/

hats

(اسم) کلاه - take your hat off to به افتخار یا برای تقدیر از چیزی کلاه از سر برداشتن (کنایه از تقدیر کردن)

a straw hat

یک کلاه حصیری

a fur hat

یک کلاه خز دار

I take my hat off to her. She did a great job.

من به افتخار او کلاه از سر بر می دارم. او کار بزرگی انجام داد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) throw your hat into the ring حضور خود را در انتخابات یا در یک رقابت اعلام کردن - take your hat off to sb تحسین کردن کسی (مثال اول) - hats off to sb با تشکر از کسی (مثال دوم)

We all take our hats off to Sara for her recent achievements.

ما همگی بخاطر دستاوردهای اخیر سارا کلاه از سر خود برمیداریم.

Hats off to Joe for doing such a great job.

با تشکر از جو برای انجام کاری به این خوبی.