برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی own به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل own
(صفت) برای اینکه بگوییم چیزی متعلق به کسی یا چیزی است و نه دیگری (خودم، خودش، خودشان و ...)
own
ضمیر
(ضمیر) چیزی که مال خودم، خودش، خودمان و غیره است (مثال اول) - on your own تنها
own
فعل
owns; owned; owning
(فعل) داشتن یا تصرف کردن چیزی، مالک چیزی بودن (دو مثال اول) – گردن گرفتن - own up گردن گرفتن (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره own، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


