برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی own به فارسی + تلفظ، کاربرد، نقشهای دستوری و مثال
معنی own در نقش صفت، ضمیر و فعل با مثال و اصطلاحات رایج
own در زبان انگلیسی هم به عنوان صفت برای تأکید بر مالکیت (مثل my own car)، هم به عنوان ضمیر (مثل of my own) و هم به عنوان فعل به معنی «مالک بودن» یا «اعتراف کردن» (در عبارت own up) به کار میرود.
(صفت) برای اینکه بگوییم چیزی متعلق به کسی یا چیزی است و نه دیگری (خودم، خودش، خودشان و ...) - of your own مخصوص به خود (مثال سوم) - mind your own business سرگرم کار خود بودن، فضولی نکردن
own
ضمیر
(ضمیر) چیزی که مال خودم، خودش، خودمان و غیره است (مثال اول) - on your own تنها، بدون کمک دیگران، مستقل
own
فعل
owns; owned; owning
(فعل) داشتن یا تصرف کردن چیزی، مالک چیزی بودن (دو مثال اول) – گردن گرفتن - own up (to something) به اشتباه یا کاری اعتراف کردن (مثال آخر)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره own، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

